شيخ حسين انصاريان

229

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

مىكند و باران در تابستان مىبارد ! شرافتمندان به غضب مىآيند ، فقير اهانت مىشود ، بازارها نزديك مىشود ، آن وقت اين مىگويد چيزى نفروخته‌ام ، آن مىگويد سودى نبرده‌ام ، مىبينى همه مذمّت خدا مىكنند . سلمان گفت : يا رسول اللّه اين شدنى است ؟ فرمود : آرى سلمان ، سوگند به آن كه جانم به دست اوست ، آن گاه زنان فرمانده و كنيزان طرف مشورت مىشوند ، بچه‌ها روى منبر مىروند ، دروغ زيبا و زكات ضرر و غنيمت وفىء مسلمانان تاراج مىشود ، مرد به پدر و مادر خود جفا و به دوستش نيكى مىكند و ستارهء دنباله‌دار ظاهر مىشود . سلمان گفت : يا رسول اللّه ! اين شدنى است ؟ فرمود : آرى سلمان ، سوگند به آن كه جانم به دست اوست ، آن گاه طلاق زياد مىشود و براى خدا حدى به پا نمىشود و به خدا ضررى نمىزند . سلمان گفت : يا رسول اللّه ! اين شدنى است ؟ فرمود : آرى سلمان ، قسم به آن كه جانم به دست اوست ، آن گاه زنان آوازه خوان و ملاهى زياد مىشود و بدان امتم بر ايشان مسلط مىشوند . سلمان گفت : يا رسول اللّه ! اين شدنى است ؟ فرمود : آرى سلمان ، سوگند به آن كه جانم به دست اوست ، آن گاه ثروتمندان امتم براى تفريح به مكه مىروند و متوسطين ايشان براى تجارت و فقيران براى نشان دادن و شنواندن به مردم ، آن گاه مردمى پيدا مىشوند كه قرآن را براى غير خدا ياد مىگيرند و آن را مزمار مىكنند ، مردمى پيدا مىشوند كه فقه دينى را براى غير خدا ياد مىدهند ، اولاد زنا بسيار مىشود ، با قرآن تغنى و آوازه‌خوانى مىكنند و به دنيا افتخار و مباهات مىنمايند . سلمان گفت : يا رسول اللّه ! اين مىشود ؟ فرمود : آرى سلمان ، سوگند به آن كه